کاغذ مچاله های فراری
رها شده از قید و بندِ زندگی! شاید..
برای علی (۲)
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴/۱۰/۲۳
کامبیز دیوسالار
بدون وارد کردن رمز عبور، ارسال نظر تنها به صورت خصوصی امکان پذیر است.
نام *
پست الکترونيک
سایت یا وبلاگ
پیام *
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کد امنیتی *
ارقام فارسی و انگلیسی پذیرفته میشوند
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک میباشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.
أحضنی و کأنی سأموت غداً
و غذا أحضنی و کاننی عدتُ
مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
و فردا.. جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام.
دنبال کنندگان
۲۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
منوی اصلی
سطل زباله ی من
مچاله نویسِ داستانِ ما
مچاله کنید! :))
طبقه بندی موضوعی
خواسته هایِ ورژن درب و داغون
(۰)
از سریِ نمیدانم هایم
(۰)
از لایف استایل هایم
(۰)
از پانزده دقیقهای هایم
(۰)
از چند کلمهای/خطی هایم
(۰)
خلاصه آمار
بایگانی
بهمن ۱۴۰۴
(۱)
دی ۱۴۰۴
(۱)
آخرین مطلب
۰۴/۱۱/۰۵
برای ک.الف
۰۴/۱۰/۲۳
برای علی (۲)