رها شده از قید و بندِ زندگی! شاید..

۲ مطلب با موضوع «خواسته هایِ ورژن درب و داغون» ثبت شده است

نمیخوام ـش

من دیگه نمیخوام این وضعیتو!

باید تموم شه خب. یه روزی یه جایی باید تموم شه.

من دوستی ـتو میخوام لعنتی. بهش نیاز دارم. میشه تموم شه؟ خواهشاً..!


+ هر کسی خودش رو مخاطب در نظر نگیره. من برای انگشت شماری از آدم ها التماس میکنم. بقیه..بقیه ای وجود نداره راستش :))

+ من خیلی احمقم. دقیقا نمیدونم اون کسی که باید به خودش بگیره منم یا نه. نمیدونم مشکل چیه که نمیفهمم.

۰۷ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۳ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
کامبیز دیوسالار

اینکه دلت بخواد و نشه..

همیشه دوست داشتم #هشتگ خاص خودمو داشته باشم.
خب.. یعنی دارمش. بیزکام رو خیلی دوست دارم. ولی منظورم تو چنل خودم نیست. منظورم تو جاهای دیگه است.
جاهایی که همیشه دوست داشتم توشون باشم، بین اون همه هشتگ فلانی ـمون یا هشتگ اون یکی ـمون، منم قاطی شم.
برمیگردیم به پست قبلی که گفتم:
من همیشه دنبال چیزایی بودم که هیچ وقت متعلق به من نبودن. پس هیچ وقت هم نمیتونم کسب ـشون کنم. حتی اگه تلاش کنم.
و همیشه هم به آدمایی حسودی میکنم که بدون تلاش، خودشونو بین بقیه جا میدن و میشن جزو اون چیزایی که هیچ وقت بهم تعلق نداشتن.
من با زور خودمو بین همه جا کردم. خیلی چیزا زوری نیست. یه روزی همون قدر که زور زدم، به همون اندازه پرت میشم عقب. دورتر و دورتر و دورتر :))

+ فکر کنم قرار باشه تغییر کنم. اینجا هم باید تغییر کنه! از سون از پاسیبل :دی

۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۰۳ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
کامبیز دیوسالار